بسم الله الرحمن الرحیم
مهبانگ (انفجار بزرگ)
و معجزه علمی قرآن
قسمت 2 مستندهای مواهب

.
سری مستندهای مواهب به بررسی آیات و نشانه های خداوند در طبیعت که در کتاب خالق آن ها، قرآن بیان شده است، میپردازد.
.
در صورت مشکل در نمایش فیلم اینجا را (برای رفتن به آپارات) کلیک نمایید…
آنچه در این قسمت می بینید:
موضوع چگونگی بوجود آمدن جهان، همیشه از مسائلی است که دانشمندان از آن در شگرف بوده اند و گفتگوی زیادی دربارهی آن داشته اند. به علت نبود دانش و ابزارهای مناسب برای کشف، گمانهزنیهای نادرست بسیاری، در طول تاریخ، توسط دانشمندان و فیلسوفان انجام شده است که امروزه، مهر بطلان بر آنها نهاده شده است. نظریه ای که پس از کاوشهای علمی نوین، توسط دانشمندان پذیرفته شده، به عنوان نظریه مهبانگ (انفجار بزرگ یا بیگ بنگ) شناخته می شود. انفجار بزرگ، یک مدل کیهان شناسی است که تولد جهان را به 13.8 میلیارد سال پیش، از یک نقطه کوچک و با دمای بسیار بالا نسبت می دهد.
نظریهی مهبانگ اولین بار در دهه ۱۹۲۰ توسط کیهانشناس و ریاضیدان روسی، الکساندر فریدمن، و فیزیکدان بلژیکی، جورج لِماتِر، مطرح شد. این نظریه که در آغاز با مخالفت زیاد دانشمندان همراه بود، پس از به دست آوردن شواهد کافی در طول سالها، امروزه مورد پذیرش گسترده دانشمندان قرار گرفته است.
طبق مدل انفجار بزرگ، جهان هستی، در آغاز خود و قبل از گسترش، در حالت بسیار متراکم و داغی قرار داشت؛ یعنی، جهان به صورت یکپارچه بود. سپس، با یک انفجار مهیب، از همدیگر باز و گسیخته شد تا شکل فعلی خود را به دست آورد.
این نظریه که دانشمندان، تنها در سده کنونی توانستند به آن دست یابند از 1400 سال پیش در قرآن بیان شده است. خداوند متعال در قرآن کریم و در آیه 30 سوره انبیا می فرماید:
.
أَوَلَمْ يَرَ الَّذينَ كَفَروا أَنَّ السَّماواتِ وَالأَرْضَ كانَتا رَتقا فَفَتَقْناهُما ،
وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيءٍ حَيٍّ ،
أَفَلا يُؤْمِنون
آیا کسانی که كفر ورزيدند، ندیدند که آسمان ها و زمین، {به همدیگر} پیوسته بودند، و سپس ما آن دو را {از یکدیگر} گشودیم؛ و هر چیز زندهای را از آب قرار دادیم؟! آیا پس {با وجود این نشانهها، باز هم} ایمان نمیآورند؟!
.
کلمه «رتق» (رتقا) در زبان عربی به معنای به هم پیوسته، آمیخته، بسته، درهم فرو رفته، فشرده و جداییناپذیر است. یعنی این کلمه برای توصیف دو مادهای که در هم آمیخته شدهاند و یک واحد را تشکیل میدهند، استفاده میشود.
کلمه «فتق» (ففتقنا) که در آیه به کار رفته است به معنای شكافتن و جدا كردنِ دو چيز متصل، است.
حال، به آیه برمیگردیم: در آیه، وضعیتی ذکر شده است که در آن دو چیز به هم پیوسته هستند (رتق)، سپس آنها از هم جدا میشوند (فتق).
وقتی به لحظه اول انفجار بزرگ فکر میکنیم، میبینیم که تمام هستی در همدیگر تنیده بودند. به عبارت دیگر، همه چیز، حتی آسمانها و زمین که هنوز پدیدار نشده بودند، در یک ماده واحد و جداییناپذیر بودند. یعنی، همانطور که در آیه آمده است، آنها رتق (به هم پیوسته) بودند. سپس، این ماده از طریق یک انفجار بزرگ به قطعاتی تقسیم شد. یعنی عملی که قرآن آن را با عبارت «فتق» بیان میکند، رخ داد.
بنابراین بیش از ۱۴۰۰ سال پیش، قرآن، ما را در مورد نظریه مهبانگ که در سده گذشته کشف شد، آگاه میکند. آیا انسانی در 14 قرن پیش می توانسته این واقعیت را به شخصه پیدا کند در حالیکه دانشمندان، این موضوع را در سده اخیر کشف نموده اند؟ در نتیجه کتابی که به این حقیقت اشاره دارد، کتاب خداست؛ همان کسی که تمام هستی را در یک جوهر گرد آورد و زمین، آسمان و هر آنچه در آنهاست را پس از آن، از طریق یک انفجار بزرگ آفرید. بله، قرآن کتاب ابدی آن موجود است؛ و ما به او ایمان داریم.
.


مهبانگ




مهبانگ




پی نوشتهای شکوه آفرینش
*پی نوشت 1، کافران
همانطور که نوشتیم، موضوع انفجار بزرگ و پیدایش جهان از نیستی، در ابتدا با مخالفتهای شدید بسیاری از دانشمندان همراه شد. زیرا آنان از نظر فلسفی و اعتقادی این تصور را داشتند که جهان هیچ آغازی نداشته و ازلی و همیشگی است. اما اگر جهان آغازی داشته باشد به معنای وجود یک آفریدگار است، و پذیرش آن برای بسیاری از دانشمندانی که به دنبال انکار وجود خدا بودند تلخ و سخت بود. به همین دلیل با این نظریه مخالفت زیادی شد.
اما پس از اکتشافات بیشتر، این افراد نیز چارهای به جز پذیرفتن آن نداشتند. جالب است که روی سخن این آیه نیز با کافران است، و این نشان میدهد که امر مورد نظر در آیه، نشانهای از وجود خداوند است که کفرپیشگان، باید پس از آن، به وجود خداوند اقرار کنند:
آیا کسانی که كفر ورزيدند، ندیدند که آسمانها و زمین، {به همدیگر} پیوسته بودند، و سپس ما آن دو را {از یکدیگر} گشودیم؛ …. آیا {افرادی که این حقایق علمی را دیدند} پس { از درک حقیقت انفجار بزرگ، باز هم} ایمان نمیآورند؟!
.
**پی نوشت2، آب
همانطور که خواندید عبارت دوم آیه چنین است: وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيءٍ حَی. و هر چیز زندهای را {بر مبنا و پایه و اساس} آب قرار دادیم.
این قسمت نیز دارای حقایق علمی معجزه آسایی است. امروزه مشخص شده است که تمام زندگی روی زمین بر مبنای آب بنا شده است. و آب پایه و اساس تمام سلولها است به طوری که مایع میانیاختهای (سیتوپلاسم) و درون اندامکها از آب تشکیل شده و بسیاری از واکنشها در آن انجام میشوند. بدون آب هیچ زندگیای وجود ندارد.
همچنین آب، ویژگیهای بسیار شگفت انگیزی برای وجود زندگی دارد که از سطح میکروسکوپی گرفته تا سطح سیارهای، این ویژگیهای عجیب خود را نشان میدهد. امروزه، دانشمندان کتابها و مقالات زیادی راجع به این ویژگیهای مهم و بهتآور نوشتهاند که در میان تمام مواد گوناگون، فقط ویژهی آب است (برای نمونه، کتاب معجزهی آب اثر دکتر مایکل دنتون).
یا همان طور که آلبرت سنت گیورگی (برنده جایزه نوبل) می گوید:
“آب خارق العاده ترین ماده است! عملاً تمام خواص آن غیرعادی است، که زندگی را قادر می سازد از آن به عنوان مصالح ساختمانی برای ماشین آلات خود استفاده کند. زندگی، رقص آب با آهنگ جامدات است.”
همچنین، اصطلاحا یک ضرب المثل نجومی وجود دارد که میگوید «برای یافتن زندگی در کهکشان، آب را دنبال کن»، که دوباره اشاره به اهمیت وجود آب برای زندگی دارد، نه فقط برای ما بلکه برای کل کیهان، یعنی هر جایی که در گیتی، احیاناً زندگی وجود داشته باشد.
شاید به همین دلیل است که در این آیه پس از صحبت از رتق و فتق {آغاز} آسمانها و زمین، به اهمیت آب برای وجود حیات اشاره شده است که نشان از جایگاه والای این مادهی بنیادین است. در واقع، از همان هدف آغازینِ آفرینش گیتی، و در اصل و تاروپود قوانین کیهانی، وجود و تشکیل این مادهی حیاتی نهاده شده است.
توجه داشته باشید که عبارت «و هر چیز زندهای را {بر مبنا و پایه و اساس} آب قرار دادیم»، زمانی گفته شد که این حقایق، آشکار نشده بود و کسی از وجود سلولها و ماده اصلی میان یاختهای آنها که آب است خبر نداشت و مردم، موجودات زنده را نه جاندارانی آب محور، بلکه تشکیل شده از گوشت و استخوان میدانستند، و اگر کسی از آنان میپرسید پایه و اساس جانداران چیست؟ احتمالاً میگفتند گوشت یا استخوان، و نه آب!
اما امروزه میدانیم که بدن یک انسان بالغ از حدود ۶۰ درصد آب تشکیل شده است (و در بسیاری موارد حتی بیشتر از ۶۰ درصد). نکتهی جالب اینکه اگر یک فرد ۷۰ کیلوگرمی را در نظر بگیریم، حدود ۴۲ کیلوگرم از وزن او را فقط آب تشکیل میدهد! این آب در خون، بین یاختهها و درون خودِ یاختهها جریان دارد و نقش حیاتی در جابجایی مواد مغذی، تنظیم دما و بیرون راندن سموم بازی میکند.
.
***پی نوشت3: روند پس از آغاز
یادتان باشد که مهبانگ، یک انفجار آتشین در یک نقطهی خاص از فضا نبود، بلکه متولد شدن خودِ فضا و زمان و آغاز گسترش آنها از یک حالت بینهایت فشرده است.
لحظهی صفر (تکینگی):
حدود ۱۳٫۸ میلیارد سال پیش، تمام جرم، انرژی، و حتی قوانین فیزیک در نقطهای با دما و چگالی بینهایت به نام تکینگی آمیخته بودند.
تورم کیهانی (جهش ناگهانی):
در کسر بسیار کوچکی از ثانیه، جهان با سرعتی انفجاری و بسیار فراتر از سرعت نور، به اندازهی یک تریلیون تریلیون بار بزرگتر شد! (توجه: خودِ فضا می تواند سریعتر از نور گسترش یابد، این موضوع، نسبیت خاص را نقض نمیکند).
خلق ماده و پادماده
پس از تورم، جهان سردتر شد و انرژی شروع به تبدیل شدن به ماده کرد. اما یک راز بزرگ: اگر ماده و پادماده به تعداد مساوی خلق میشدند، باید یکدیگر را نابود میکردند و جهان فقط از انرژی پر میشد. به طرز معجزهآسایی، به ازای هر یک میلیارد جفت ماده-پادماده، یک ذرهی مادهی اضافی باقی ماند. تمام کهکشانها، ستارهها و خودِ ما، از همین یک میلیاردیومِ باقیمانده ساخته شدهایم!
هسته ها:
وقتی دمای جهان به حدود یک میلیارد درجه رسید اولین هسته های اتمی سبک شکل گرفتند: حدود ۷۵٪ هیدروژن، ۲۵٪ هلیوم و مقادیر ناچیزی لیتیوم. همین نسبت دقیق امروز هم در جهان دیده میشود و یکی از قویترین شواهد انفجار بزرگ است (فراوانی عناصر سبک).
۳۸۰,۰۰۰ سال بعد: آزادی نور
تا اینجا، جهان مانند یک مه غلیظ از پلاسما بود و نور نمیتوانست آزادانه حرکت کند (فوتونها مدام با الکترونها برخورد میکردند). اما وقتی دما به حدود ۳۰۰۰ درجه کاهش یافت، الکترونها به دور هستهها چرخیدند و اتمهای خنثی ساخته شدند. ناگهان، جهان شفاف شد و نوری که از آن زمان آزاد شد، امروز به شکل تابش زمینهی کیهانی (CMB) در تمام جهات قابل رصد است. این نور، کهن ترین نور عالم است و نقش یک «عکس فوری» از جهان نوزاد را دارد.
*شواهد انکارناپذیر: غیر از تابش زمینهی کیهانی و فراوانی عناصر سبک، انتقال به سرخ کهکشانها نیز ثابت میکند که جهان، آغازی داشته است و همچنان در حال بزرگتر شدن از آن حالت نخستین است.
.
برای دیدن سایر قسمت ها اینجا را کلیک نمایید…
.
