شکوه آفرینش

شکوه آفرینش

پربازدیدترین مطالب

منشا حیات 2: مروری بر تاریخچه فرضیات

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

« مروری بر تاریخچه فرضیات »

 

همه سامانه های زنده باید انرژی را پردازش کنند، اطلاعات را ذخیره کرده و سپس از آن استفاده کنند و سرانجام، خود را تکثیر نمایند

 

مقالات پیش رو، مجموعه‌ مقالاتی از والتر بردلی (Walter Bradley) و کیسی لاسکین (Casey Luskin) است که سعی دارد توضیحی ارائه ‌دهد برای این پرسش حیاتی که «آیا زندگی در ابتدا توسط عوامل کاملاً طبیعی به وجود آمده است؟».

این دومین مقاله از این مجموعه بود، که گزیده ای اصلاح شده از کتاب اخیرا منتشرشده‌ی " راهنمای جامع علم و ایمان: کاوش در سؤالات نهایی درباره زندگی و کیهان" (The Comprehensive Guide to Science and Faith: Exploring the Ultimate Questions About Life and the Cosmos) می باشد.

 

برای مشاهده ی سایر قسمت ها، اینجا را کلیک کنید.

 

(کیسی لاسکین)  

(والتر بردلی)

 

 

در ابتدا، تاریخچه‌ای کوتاه از فرضیات اولیه در رابطه با پیدایش حیات را بررسی می کنیم.

تفکر پیدایش خود به خودی (یا خلق الساعه) توسط ارسطو مطرح شد، به این معنی که حیات می تواند از ماده‌ی غیر زنده ایجاد شود{مثلا پدیدار شدن کرم حشرات از گوشت فاسد}. این اعتقاد -که به آن "نازیست‌زایی (abiogenesis)" نیز می گویند- برای دو هزار سال بر علم سلطه داشت. اما سرانجام در سال 1859، لویی پاستور به طرز متقاعدکننده‌ای - با مجموعه‌ای از آزمایش‌های هوشمندانه- آن را رد کرد. او نشان داد که ماده‌ی غیر زنده فقط در ظاهرِ امر، به نظر می‌رسد که می تواند عامل پیدایش زندگی باشد، اما حیاتی که ایجاد می‌شود در واقع از موجودات زنده‌ی بسیار کوچک، ناشی شده است؛ نه از ماده ی بی‌جان.

 

ادامه مطالعات ژنتیک و سنگواره ها -قسمت 8 از بخش5 منطقه ی ممنوعه

 

 

 

 

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! (5) بخش 8

ادامه ی مبحث فسیل های « نئاندرتال ها » و مطالعات ژنتیک

 


نقد فرضیه تکامل انسان

 

 

علاوه بر مطالبی که تاکنون پیرامون مشکلات مربوط به انواع مطالعات ژنتیکی انجام شده روی فسیل ها ذکر گردید، مشکلات جدی نیز در مورد مطالعات مبتنی بر پروتکل « DNA باستانی : Ancient DNA » استفاده کننده از DNA میتوکندریال (mtDNA) وجود دارد.

 

DNA میتوکندریال (mtDNA)، نقش مهمی در مطالعات مبتنی بر روش « DNA باستانی : Ancient DNA » بازی می کند و بسیاری از آنالیزهای انجام شده بر روی DNA فسیل ها، با استفاده از DNA میتوکندریال (mtDNA) صورت گرفته است و فسیل های « نئاندرتال ها » نیز از آن بی نصیب نبوده اند!(194)

 

استفاده از DNA میتوکندریال (mtDNA) در مطالعات فسیلی مبتنی بر روش « DNA باستانی : Ancient DNA »، به چند دلیل مورد توجه بوده است: اولاً گرچه DNA میتوکندریال (mtDNA)، درصد بسیار کمی از کل DNA سلولی را تشکیل می دهد، اما همین درصد کم، در کپی های متعدد و فراوان در سطح سلول ها پخش شده اند(170) و بازیابی آن ها امکان پذیر است. ثانیاً به دلیل این که مطابق مفروضات علمی (تا سال 1995 میلادی)، انتقال DNA میتوکندریال (mtDNA)، از مادر به فرزندان در طی نسل ها رخ داده و « توارث مادری » دارد(173)، گزینه ی جذابی برای مطالعات تبارشناسی و  از  جمله  بررسی  زمان  جدا شدن  نسل ها  از  یکدیگر  به  شمار می رود.(173)

 

 

 

 

برای دریافت PDF این بخش از سلسله مقالات به ادامه مطلب مراجعه فرمایید....

منشا حیات 1: آیا زندگی در ابتدا توسط عوامل کاملاً طبیعی به وجود آمد؟

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

« آیا زندگی در ابتدا توسط عوامل کاملاً طبیعی به وجود آمد؟ »

 

 

مقالات پیش رو، مجموعه‌ مقالاتی از والتر بردلی (Walter Bradley) و کیسی لاسکین (Casey Luskin) است که سعی دارد توضیحی ارائه ‌دهد برای این پرسش حیاتی که «آیا زندگی در ابتدا توسط عوامل کاملاً طبیعی به وجود آمده است؟». این اولین مقاله از این مجموعه است، که گزیده ای اصلاح شده از کتاب اخیرا منتشرشده‌ی " راهنمای جامع علم و ایمان: کاوش در سؤالات نهایی درباره زندگی و کیهان" (The Comprehensive Guide to Science and Faith: Exploring the Ultimate Questions About Life and the Cosmos) می باشد.

 

برای مشاهده ی سایر قسمت ها، اینجا را کلیک کنید.

(کیسی لاسکین)  

(والتر بردلی)

 

 

مجلات علمی بزرگ اغلب مقالاتی در مورد "بزرگترین اسرار حل نشده در علم" ارائه می‌دهند- و منشاء زندگی، تقریباً همیشه در این فهرست است، گاهی اوقات به عنوان راز شماره یک.  در این مطلب و مطالب بعدی، چالش‌های کلیدی منشأ طبیعی و شیمیایی حیات را بررسی خواهیم کرد. ما تشکیل پلیمرهای کاربردی حیاتی - پروتئین ها، DNA (دئوکسی ریبونوکلئیک اسید) و RNA (ریبونوکلئیک اسید) را بررسی خواهیم کرد. و اینکه چگونه ممکن است این مولکول‌های فوق‌العاده پیچیده، در اقیانوس‌ها، دریاچه‌ها یا برکه‌ها، از واحدهای سازنده‌ی مولکولی ساده و طبیعی مانند قندها و اسیدهای آمینه تشکیل شده باشند؟ هم‌چنین زندگی چیست؟ چگونه عمل می کند؟ آیا زندگی می تواند توسط عوامل کاملاً طبیعی شکل بگیرد؟

نیام، اندامی جدید و لباسی شیک برای بدن

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

« نیام، اندامی جدید و لباسی شیک برای بدن »

 

با توجه به اینکه قرن هاست همه چیز بدن انسان کالبد شکافی و ترسیم شده و برای چندین دهه با جزئیات عکس‌برداری شده است، اغلب اتفاق نمی افتد که یک اندام عملکردی جدید در بدن انسان پیدا شود. اما اینجا اندام بزرگ و آشکار وجود دارد! نادیده گرفتن آن مانند دور انداختن کاغذ بسته بندی است و سپس متوجه می شوید که کاغذ بسته بندی بخش عمده ای از هدیه بوده است.

 

به آن نیام یا فاسیا می گویند - کلمه ای از لاتین به معنای بانداژ. در آناتومی، فاسیا به عنوان یک نوار یا غلاف بافت همبند که اندام‌ها یا قسمت‌هایی از بدن را به هم متصل و حمایت می‌کند، تعریف می‌شود. افراد لاغری که این کلمه را شنیده اند احتمالاً به فاسیت کف پایی مبتلا بوده‌اند، بیماری‌ای که فاسیا را در امتداد کف پا ملتهب می کند. من آن را داشته ام و می دانم که دردناک است. گاهی اوقات می توان آن را با هفته ها فیزیوتراپی یا تزریق کورتیزون از بین برد. اخیراً در یک پیاده‌روی طولانی فکر کردم که راه رفتن دوباره بدون درد چقدر عالی است.

 

انواع فاسیا

فاسیا انواع مختلفی دارد. "فاسیای سطحی" در زیر پوست و "فاسیای عمقی" در اطراف اندام‌های داخلی وجود دارد. یک مقاله جذاب در  New Scientist  توسط کارولین ویلیامز توضیح می‌دهد که دانشمندان از زمانی که کارلا استکو، کالبدشناس ایتالیایی، مطالعه فاسیا را در حدود سال 2000 شروع کرده است، علاقه جدیدی به این بافت پیدا کرده‌اند. فاسیا در درجه اول از پروتئین‌های کلاژن (برای استحکام) و الاستین (برای انعطاف پذیری) تشکیل شده است. در حال حاضر، ایفای نقش های متعدد به آن، حتی تا حد کسب عنوان یک "اندام" جدید در بدن، بیان شده است:

مطالعات ژنتیک و سنگواره ها -قسمت 7 از بخش5 سلسله مقالات فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!

 

 

 

 

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! (5) بخش 7

فسیل های « نئاندرتال ها » و مطالعات ژنتیک

 

ژنتیک و انسان های اولیه

 

با توجه به این که تعداد فسیل های منتسب به « نئاندرتال ها » و محدوده ی زمانی زیستی منتسب شده به آن ها، برای بررسی های ژنتیکی توسط تکامل شناسان، وسوسه انگیز است!، در طی دهه های اخیر، تلاش های بی شماری در جهت مطالعه ی « نئاندرتال ها » به وسیله ی روش«  DNA باستانی:  Ancient DNA» انجام شده است.

گرچه مطالعه ی فسیل ها بر اساس روش های ژنتیکی، به طور نسبی، نسبت به مطالعه بر اساس خصوصیات آناتومیک و ظاهری، دقیق تر است، اما کماکان مشکلات جدی در این روش های جدید نیز به چشم می خورد!

 

قبل از بحث و بررسی پیرامون مطالعات ژنتیکی انجام شده بر روی فسیل های « نئاندرتال ها »، مطالب مقدماتی پیرامون ژنتیک، مطالعات ژنتیکی و نیز محدودیت ها، نقاط ضعف و اشتباهات موجود در این مطالعات، را ارایه می نماییم تا مخاطبان محترم، آشنایی بیشتری با این مباحث داشته باشند و هنگامی که کلمات دهان پرکنی همچون « مطالعات ژنتیکی » را پیرامون فسیل‌ها و موجودات زنده ی کنونی شنیدند، تصور ننمایند که این روش ها وحی مُنزَل و قطعی هستند!!!

 

 

برای دریافت PDF این بخش از سلسله مقالات به ادامه مطلب مراجعه فرمایید....

 

پرنده ای که جغرافیای زیستی نئوداروینیسم را به چالش می کشد

 

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

« پرنده ای عجیب و غریب که جغرافیای زیستی نئوداروینیسم را به چالش می کشد»

پرندگانی حیرت انگیز به نام هواتزین (Hoatzin یا گندمرغ) که بومی آمریکایی جنوبی هستند نظر دیگری را پیشنهاد می کنند!

پیش گفتار: «سنگواره (فسیل)هایی شبیه به هواتزین در اروپا و آفریقا یافت شده اند، این در حالی است که امروزه این پرندگان را فقط در حوضه ی رودخانه های آمازون و اورینوکو در آمریکای جنوبی می توان یافت.»

یک معمای تکاملی لذت بخش

اروپا، آفریقا و آمریکای جنوبی؟ همانطور که ممکن است پیش بینی کرده باشید، این مشکلِ واقعا سرگرم کننده، به جغرافیای زیستی مربوط می شود. به دلیل اینکه این پرندگان در پرواز بد هستند، تکامل گرایان مجبور شده اند به هواتزین ها، قایق سواری کردنی تکان دهنده نسبت بدهند به طور باورنکردنی ای تکان دهنده!

دکتر کیسی لاسکین (Casey Luskin) در اینجا درباره « مورد اسرار آمیز هوآتزین: جغرافیای زیستی دوباره نئوداروینیسم را شکست میدهد » نوشته است. او توضیح می دهد:

 

ادامه ی فسیل های « نئاندرتال » -قسمت 6 از بخش5 سلسله مقالات فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! (5) بخش 6

 

ادامه ی مبحث فسیل شناسی « نئاندرتال ها »

 

نقد نظریه فرگشت

 

 

 (H  یکی از روش های پرکاربرد فریب مخاطب توسط تکامل شناسان، استفاده از مجسمه‌ها، نقاشی ها و تصاویر خلق شده به وسیله ی « هنرمندان دیرینه شناسی: Paleoartists  » است!(146) در این روش، « تکامل شناسان »، از هنرمندان مجسمه ساز، نقاش و ... کمک می‌گیرند تا تصورات و ادعاهای خود پیرامون فسیل ها را در قالب مجسمه ها و نقاشی ها، به خورد مخاطب دهند:

 

منطقه ممنوعه

نقاشی ها و مجسمه های خلق شده به دست  « هنرمندان دیرینه شناسی: Paleoartists  » ، یکی از ابزارهای تکامل شناسان جهت جلب اعتماد مخاطبان می‌باشد.

 

 

گرچه این ترفند، بسیار باورپذیر و جذاب می نماید، اما در اکثریت مواقع، از قاعده و قانون مشخصی تبعیت نمی کند! یعنی با دست کاری در فرم عضلات، ضخامت پوست، وضعیت موها و حتی فرم لب ها، « هنرمندان دیرینه شناسی: Paleoartists  »  که همکاری نزدیکی با تکامل‌شناسان دارند و معاش آن ها نیز از همین راه تأمین می شود، مجسمه ها و نقاشی هایی به دلخواه تکامل شناسان می سازند! بسیار جالب است که بدانیم، بر اساس هنر، خلاقیت و دلخواه « هنرمندان دیرینه شناسی: Paleoartists  » ، مجسمه ها و نقاشی های بعضاً متفاوتی از یک نوع فسیل مانند « نئاندرتال ها » یا « استرالوپتیکوس ها » و ... پدید می آید:(147)

 

نقد نظریه تکامل

 

تصور چند « هنرمند دیرینه شناس» از « نئاندرتال ها »! از راست به چپ، یک «انسان سا» به صورت وحشی، کودن، جنگجو تا خردمند! (بیچاره نئاندرتال ها که این همه تصویر مختلف، به آن ها نسبت داده شده است!!! )

 

 

برای دریافت PDF این بخش از سلسله مقالات به ادامه مطلب مراجعه فرمایید....

 

فسیل های « نئاندرتال » -قسمت 5-5 سلسله مقالات فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! (5) بخش 5

مطالعه ی سنگواره های « نئاندرتال »

نقد علمی تکامل نئاندرتال ها

 

 یکی از مباحث مورد علاقه ی تکامل شناسان، مباحث مرتبط با «هومینید ها : انسان ساها»ی موسوم به « نئاندرتال: Neanderthal »(116) می باشد. مطالعات متعددی که در طی سال‌های اخیر پیرامون انسان ساهای موسوم به « نئاندرتال: Neanderthal »(116) صورت گرفته است؛ ابهامات، ایرادات و سوالات لاینحلی را درباره ی نئاندرتال ها ایجاد نموده، که متاسفانه با سکوت رسانه ای و بعضاً توجیهات سفسطه وار تکامل شناسان همراه بوده است.

« نئاندرتال: Neanderthal » ها طبق ادعای تکامل شناسان، «هومینید ها : انسان ساها»یی هستند که فسیل های منتسب به آن ها، از مناطق مختلفی اعم از جنوب اروپا، قفقاز، آسیای مرکزی و خاورمیانه، یافت شده است. هنوز که هنوز است، خود تکامل شناسان نیز پیرامون این که « نئاندرتال ها »، « گونه ای جدا از انسان ها » بوده اند یا این که در داخل «گونه ی انسان (خردمند) » بوده و تنها زیرگونه ای از انسان ها می باشند، اتفاق نظر ندارند!!!(118)

البته در طی چند سال اخیر، این معضل نه تنها حل نشده، بلکه پیچیدگی های این مبحث، بیشتر هم شده است. به نحوی که شواهد جدید، سوالات جدید و ابهامات جدی را پیرامون چیستی « نئاندرتال ها » مطرح نموده اند!

 

 

برای دریافت PDF این بخش از سلسله مقالات به ادامه مطلب مراجعه فرمایید....

مستند جذاب « پرونده ای برای یک آفریدگار »

 

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مستند جذاب « پرونده ای برای یک آفریدگار »

 

 

پرونده ای برای خالق

 

با نگاهی بی‌طرفانه، آیا شواهد علمی معاصر به خالقی خارج از جهان مادی اشاره دارند یا خیر؟

« لی استروبل » برای یافتن پاسخ این پرسش، با دانشمندان و محققان طیف گسترده ای از رشته ها ، مصاحبه می کند.

پرونده ای برای یک آفریدگار، فیلمی است جالب توجه در مورد سفر لی استروبل از بی خدایی به سوی ایمان عمیق به خدایی که امضای پاک‌نشدنی خود را بر هر کهکشان و سلول زنده‌ای حک کرده است. آفریدگاری که در حال حاضر توسط علم قرن بیست و یکم به خوبی نشان داده می شود.  

 

 

پیش پرده مستند جذاب « پرونده ای برای یک آفریدگار »

مستند نقد تکامل داروین

 

 در صورت مشکل در مشاهده پیش پرده، اینجا را کلیک کنید ...

 

 

توالی فسیلی انسان ساها -بخش 5 سلسله مقالات فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! (قسمت 4)

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! (5) بخش 4

توالی فسیلی انسان ساها (هومینیدها)

 

نقد نظریه تکامل انسان

 

 

یکی دیگر از توالی های فسیلی که به وفور از سوی تکامل شناسان مورد استفاده قرار می گیرد، توالی فسیلی انسان ساها یا « هومینید : Homind » ها است.(81) این توالی فسیلی نیز به عنوان یک توالی فسیلی مشهور از سوی تکامل شناسان ارایه می گردد و شاید بتوان گفت که یکی از معروف ترین و پرکاربرد ترین توالی های فسیلی در عرصه های رسانه ای، کتب و مجلات عام و خاص می باشد.(81) مخاطبان محترم، به وفور و به تواتر، توالی های فسیلی زیر را ملاحظه نموده اند ....:

 

توالی فسیلی « انسان ساها Hominids : » (81) نیز همانند « توالی فسیلی اسب ها »، عمدتاً به دو صورت « توالی فسیلی خطی »(82) و « توالی فسیلی شاخه ای »(83) نمایش داده می‌شود که توالی خطی عمدتاً در مجلات، کتب و رسانه های مربوط به مخاطب عام، و توالی شاخه ای عمدتاً در مجامع آکادمیک ارایه می گردد.

 

در توالی فسیلی خطی که برای مخاطب عام بسیار باورپذیر می نماید، فسیل ها و تصاویر بازسازی شده ای از « انسان ساها Hominids : » به ترتیب نمایش داده می شوند. به نحوی که توالی فسیلی خطی، از یک میمون اولیه، شروع شده و با زنجیره ای از فسیل های موسوم به « انسان ساها Hominids : » که شامل انواع « جنوبی کپی Australopithecus : » و «پرامردم Paranthropus :  » و ... هستند، ادامه یافته و به انسان امروزی ختم می شود!!!(82) در این توالی، تکامل شناسان تاکید ویژه ای بر تغییرات فرم جمجمه ها، خمیدگی قامت و تغییرات آن، تغییرات انگشتان و ... می نمایند تا این توالی را به خصوص برای مخاطبان عام، باورپذیرتر نمایند!(81)

 

به دلایل متعدد، توالی فسیلی « انسان ساها Hominids : » (81) ، به عنوان یک توالی فسیلی استراتژیک شناخته می شود. از یک سو، ظاهر این توالی فسیلی، بسیار جذاب و متقاعد کننده به نظر می رسد؛ از سوی دیگر، به دلیل اهمیت خاص این توالی فسیلی در بحث خلقت انسان، و تبعات و نتایج علمی، مذهبی، سیاسی و فرهنگی حاصل از پذیرش یا عدم پذیرش آن، توالی فسیلی « انسان ساها Hominids : » (81) ، به شدت از سوی تکامل شناسان و حامیان سکولار و لائیک آن ها مورد اشاعه و ترویج قرار می گیرد؛ به همین دلیل، نقد این توالی از اهمیت بسیاری برخوردار است.

 

 

برای دریافت PDF این بخش از سلسله مقالات به ادامه مطلب مراجعه فرمایید....

 

 

...

...